تبلیغات
آنچه یاد گرفتم در دانشگاه.... - فیه تأمل...؟!
آنچه یاد گرفتم در دانشگاه....
دل نوشته های یک دانشجو نما!
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 تیر 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()
 
نامه ای به یک فاحشه !
______
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی
 
زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند
 
اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی
 
اش آزاد شود این «ایثار» است ! 
 
مگر هردو از یک تن نیست؟ 
 
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را
 
چوب می زنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر می فروشی از تن می فروشی نه از دین. 
 
(( فریدون فرخزاد ))



درباره وبلاگ
من دانشجونما! هستم... دانشجوی ترم 3 رشته کارشناسی....
با تو خواهم گفت حرف دل.... یا علی مددی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.