تبلیغات
آنچه یاد گرفتم در دانشگاه....
آنچه یاد گرفتم در دانشگاه....
دل نوشته های یک دانشجو نما!
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 مرداد 1391 توسط دانشجونما! | نظرات ()
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 آذر 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()

ضربان قلبم حسین...!!

داشتم به این فکر می کردم که درسته که بعضی وقتها، بعضی افراد میگن ما باید

شعور عاشورایی رو بالا ببریم و بیشتر از شور به نتایج عقلی عاشورا توجه کنیم و در

زندگی به کار ببندیم، ولی بعد به نتیجه رسیدم که طبق اون حدیثی که "ان فی

قتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن یبرد ابدا" یعنی از قتل حسین ع آتشی

به جان مومنین افتاده که هرگز سرد نمی شود، واقعا قضیه عاشورا مخصوصا این

ایام، احساسات شیعه را تا حد فوران بالا می بره و بعید میدونم بشه مقابله کرد با

این احساسات... و شاید خیلی کار درستی نباشه با بروز این احساس مخالفت

بشه و مثلا به مردم گفته شه شکل های مختلف عزاداری را بی خیال بشن... این

روزها، مخصوصا شب عاشورا، دل های خون شده شیعه می شکند، اشک های

شیعه را نمیشه کنترل کرد...و همین بروز احساس، زیباست... حماسی و فوق العاده تراژدیک ست

 ما باید در طول سال  با اندیشه حسینی و عاشورایی  مردم را آشنا کنیم ولی

بگذراریم این روزها احساسات خود را بروز دهند که مقابله با

برخی ازین احساسات شاید به قیمت از دست رفتن همه انچه از عاشورا داریم تمام

بشه... البته باز تاکید می کنم که بایددر طول سال از اهداف متعالی قیام امام

حسین گفت و مردم را به تفکر دعوت کرد... و اون کسی به دنبال قمه زنی نمی رود

که در طول سال از نظر فکری حسینی شده باشه... نه اینکه در دهه اول محرم به

مردم مدام تذکر دهیم قمه نزنید یا افراطی عزاداری نکنید....

دانشجونما. شب عاشورای 1390 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 تیر 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()
 
نامه ای به یک فاحشه !
______
راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی
 
زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند
 
اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی
 
اش آزاد شود این «ایثار» است ! 
 
مگر هردو از یک تن نیست؟ 
 
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را
 
چوب می زنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر می فروشی از تن می فروشی نه از دین. 
 
(( فریدون فرخزاد ))



نوشته شده در تاریخ شنبه 28 خرداد 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()
 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب

که باغ ها همه بیدار و بارور گردند



در شبِ شهادتِ معلمِ ایمان، اخلاص و آزادگی، _شاهدِ "خداگونه‌ی"  عصرِ نخواستن‌ها و شهید "پیامبرگونه" زمانه‌ی نتوانستن‌ها، گرد هم خواهیم آمد...


در یادمانِ سی و چهارمین سالگشت معراجِ روحِ "عصیان گری" که  طعام‌ اش "عقیده" بود و شراب اش نیز "جِهاد" ، علی‌رغم همه‌ی مرارت‌ها و ملامت‌ها و ممانعت‌های از دیرباز مانده‌ی قلم شکنان و عهد ناباوران و مردم ستیزان،  یاد شریف و راهِ پاکش را گرامی خواهیم داشت.

 سخن از یادواره‌ی گواهِ مُرسلی است که با ره توشه‌ی "هجرت و خدمت" ، ذاکرِ اعجازگونِ هرآنچه "حقیقت، خیر و زیبایی" عصر خویشتن و نسل‌های در پسِ خویش آمده‌اش گشت و بودن را نه در زیستِ "راکد و نکبت بارِ و حقارت‌ زای ماندن و به هر قیمتی ماندن!" که در سیّالیتِ  "شدن" و نیز شدن را در "خداگونه شدن" دید و نه تنها دید، بلکه "زیست" و با حیات و مماتِ "روشنگر و بیداری آفرینش" به ره ‌پویانش آموخت....

معلمی که با "توتم قلم" و با " تیغ ِ بوداوار ِ بی نیازی و بی پیوندی و تنهایی"، از جملگی مصلحت‌ها و منفعت‌ها و ترس‌ها و تمکین‌ها و تقلیدها، رسته و رهیده، _مستغنی و معلّی!_  به ستیز با مثلث شومِ « زر و زور و تزویر» بدسگالان و مردم فریبانِ جامعه‌اش رفت...

***

با حضور آقای رضا علیجانی

اتاق گفتگوی  "ایران آینده" در بیلوکس
یکشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۰
شروع برنامه از ساعت ۹ شب به وقت ایران

http://iranam.org/?p=91




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 15 خرداد 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()

آقای ......

شما پشت این میز نشسته اید به خاطر دانشجویان... باید به سلیق های مختلف فرهنگی آنها توجه کنید..

(بخشی از فریادهای دانشجونما در دیدار اعتراضی دانشجویان با مسئولین فرهنگی دانشگاه-خرداد 90)




نوشته شده در تاریخ شنبه 14 خرداد 1390 توسط دانشجونما! | نظرات ()

" هیچ انسانی از این دنیا شادمان نشد، جز

     این ‌كه اشكی به دنبالش فرا رسید...."

امام علی (ع)




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 اسفند 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

امشب بچه های خوابگاه گفتن واسه دعای کمیل به امامزاده ای تو شهر بریم

و ما هم رفتیم... توی مراسم کنار یه پیرمرد خیلی پیر نشسته بودم... مداح

وسط دعا یه گریزی به جنگ تحمیلی و شهدا زد و من یدفعه دیدم اون پیرمرد

یه عکس کوچیک از تو جیبش در اورد (فکر کنم عکس پسر شهیدش بود) و به

عکس نگاه میکرد و گریه؟! یدفعه با پاش زد منو  و در حالی که عکس رو طرف

من گرفته بود گفت: ببین، اینا زنده اند.....




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()
‫خدایا...توخود می دانی که بدترین دردبرای یک انسان دورماندن ازحقیقت خویشتن ورهاشدن

درگرداب فراموشی وسردرگمی

است...پس توای کردگار بی همتا مرا یاری کن که به حقیقت انسان بودن پی ببرم تابتوانم روزبه
...
روزبه تو که سر چشمه تمام

حقیقت هایی , نزدیک ونزدیکتر شوم....‬

(مریم مهاجرین اصفهانی- فیس بوک)




نوشته شده در تاریخ شنبه 30 بهمن 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()
شخصی از مولانا عضدالدین پرسید: چونست  كه مردم در زمان خلفا دعوی خدائی و پیغمبری بسیار می كردند و اكنون نمی كنند؟  گفت: مردمِ این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است  كه نه از خدایشان به یاد می آید و نه از پیغامبر!


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 7 بهمن 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

در  تاریخ آمده  است که  در آن زمان  که  رضا  شاه   دستور  کشف حجاب  را

صادر کرد و کار به جایی کشید که  مامورانی  گمارده شدند تا  چادر و چهارقد

از سر زنان بکشند،  "عده ای از زنان مشهد، به مدت 3 سال از خانه هاشان

پا بیرون نگذاشتند  (و شاید شروع ساخت حمام در خانه ها هم از همان

زمان بوده باشد)  نکته ی مهمی که در میان است اینکه: به نظر من میرسه،

اگه اثبات بشه که اعتقاد به حجاب، یک عقیده درست  و حقه، این  قضیه ، یک نقطه بسیار مهم و تاثیر گذار تاریخی به حساب میاد  و  به روشنی  این

نکته را میرسونه که زندگی  شیعه  یعنی  عقیده و جهاد در راه آن  عقیده.

(حدیث: انما الحیاه  عقیده و جهاد) 




نوشته شده در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

نمی‌دانم این سخنان ارزشمند از کیست، اما براستی جالب و قابل تامل

است :

آدم‌های بزرگ در باره ایده‌ها و آرمان‌ها سخن می‌گویند – آدم‌های متوسط درباره چیزها سخن می‌گویند- آدم‌های كوچك پشت سر دیگران سخن می‌گویند / آدم‌های بزرگ درد دیگران را دارند – آدم‌های متوسط درد خودشان را دارند – آدم‌های كوچك بی دردند! / آدم‌های بزرگ عظمت دیگران را می‌بینند – آدم‌های متوسط به دنبال عظمت خود هستند – آدم‌های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می‌بینند / آدم‌های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند – آدم‌های متوسط به دنبال كسب دانش هستند – آدم‌های كوچك به دنبال كسب سواد هستند/ آدم‌های بزرگ به دنبال طرح پرسش‌های بی‌پاسخ هستند – آدم‌های متوسط پرسش‌هائی می‌پرسند كه پاسخ دارد – آدم‌های كوچك می‌پندارند پاسخ همه‌ی پرسش ها را می‌دانند / آدم‌های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند – آدم‌های متوسط به دنبال حل مسئله هستند – آدم‌های كوچك مسئله ندارند / آدم‌های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی‌گزینند – آدم‌های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می‌دهند – آدم‌های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می‌گیرند!

و بقول شریعتی :  مشکلات انسان‌های بزرگ را متعالی می‌سازد و

انسانهای کوچک را متلاشی...

 





نوشته شده در تاریخ شنبه 4 دی 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

به نام خدا و سلام

در قرآن دیدم: ((زین للناس حب الشهوات من ....و الخیل المسومه....)) سوره 2- آیه 14

ترجمه: برای مردم زینت داده شده دوست داشتن شهوات ها از جمله....و اسب های نشان دار...

اول بگم که در ترجمه قرآن دکتر صادقی تهرانی،آمده که این زینت دادن اگر شیطانی باشد، برای گمراه کردن است و اگر الهی باشد، برای ازمودن....

دوم بگم که ظاهرا اسب های نشان دار در زمان نزول قرآن، معادل ماشین های سواری خیلی مدل بالای الآن بوده...

سوم بگم که به نظر خودم میرسه،بسیاری از انحراف های فکری در جامعه که متاسفانه نهادینه هم میشه و کم کم به فرهنگ جامعه تبدیل میشن،بعلت دوری از مفاهیم قرآنی ست...یکی از این انحرافها، تجمل گرایی در زمینه خودرو سواری است. شما هر روز ماشین های مدل بالاتر و گرانقیمت تری را در جامعه میبینید ... متاسفانه ما بعضی وقت ها هدف ها را گم میکنیم و از اون بدتر وسیله را جایگزین هدف میکنیم... مشخصه که هدف عقلی و منطقی از داشتن خودرو سواری، استفاده از اون برای جابجا شدن بین دو نقطه از شهر برای کاری خاصه.. مثلا برای شغل یا تحصیل یا مسافرت یا ... و تازه با این سهمیه بندی سوخت، برداشتن یارانه از قیمت سوخت و ترافیک شهرها و کیفیت آسفالت جاده های شهری و برون شهری و الکترونیک شدن بسیاری کارها از یک طرف و تعرفه گمرگ که قیمت واقعی خودروهای خارجی را تا چند برابر افزایش میده از طرف دیگه، به نظر میرسه سوار شدن ماشین چند ده میلیونی اصلا کار عاقلانه ای نیست.... و در جامعه ای مثل ایران که چندمیلیون نفر افراد زیر خط فقر زندگی میکنن و کلا وضیعت اقتصادی جامعه در سطح خوبی نیست، فکر نکنم سوار شدن ماشین های گران قیمت توجیه قابل قبولی داشته باشه... البته نمیگم همه افراد مثلا پیکان سوار شن، مسلما هرکس باید در شآن و رفاه خودش ماشین بخره ولی سوال اصلی اینه که وقتی یه مثلا پژو 12 میلیونی کار ما رو حل میکنه، چرا باید یه ماشین شاسی بلند 90 میلیونی برداریم...؟؟ شاید در علت یابی این قضیه به این پاسخ برسیم که قرن ها پیش قرآن از اون پرده برداشته... آیه فوق،" برای مردم زینت داده شده دوست داشتن شهوت ها"... به نظر میرسه این یک نوع شهوت رانی و لذت گرایی غیر منطقی باشه...فقط شهوترانی که به بعضی کارا ! نیست اینم هست دیگه... اگه توجیه و جواب های مختلف صاحبان و طرفداران این خودرو ها را بشنوید و بعد هم ریشه یابی کنید احتمالا به همین موضوع میرسید... و اگه شما هم طرفدار این خودروها هستید، کافیه همین الآن دلایل طرفداری تون را تو ذهنتون مرور کنید و ببینید تا چه حد منطقی هستند؟  و اینم بگم بر خلاف تصور بعضی ها، به نظر من اینکه ماشین های خیلی گرون قیمت تو جامعه زیاد باشه، نشانه پیشرفت نیست... و اینها تمدن نمیاره و  از این جور حرفها... و این سوال مطرحه که اگه خیابون های ما پر بشه از ماشین های شاسی بلند چندین میلیونی و جدیدترین محصولات شرکت BMW و ...(که الان داره اینطوری میشه) واقعا  به پیشرفت و تمدن و برتری میرسیم؟؟

در پایان هم بگم این نظر بنده، یه نظر شخصیه و پذیرای نقد و نظرهای دوستان هستم..

 




برچسب ها: اسب های نشان دار، خودرو سواری،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

یکی از اصول ارتباط های دوستانه و احتمالا عاشقانه بین انسانها، -که شاید

همه ما آنرا تجربه کرده باشیم- این است که هرگاه  کسی خود را خیلی

دوست داشته باشیم یا اهمیت زیادی برای او قائل باشیم، اگر این فرد، کاری

یا چیزی از ما بخواهد، تمام سعی و کوشش خود را به کار میگیریم تا به

کاملترین و بهترین نحو، این کار را انجام دهیم.. حال اگر دو ادعای زیر برای

کسی اثبات شود:

1-خداوند (خالق هستی)، معبود ومعشوق واقعی همه  انسانها بلکه موجودات است.

2-این خالق، از ما نماز را به همین شکلی که اسلام و قرآن میگوید، خواسته است.

پس از اثبات این دو گزاره فوق برای هرکسی، این مطلب فهمیده میشود، که

 انسان باید سعی کند بهترین نماز را در هر وعده به پیشگاه خداوند ارائه کند

و اگر کسی هنر عشق ورزیدن را بلد است و میداند که نماز یکی از راههای

ساده عشق ورزی ست، باید از این فرصت استفاده کند.




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 2 دی 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

سوال 1: اگر قرارست نماز یک ارتباط روحی با خدا باشد، چرا حرکاتی مثل خم وراست شدن، سجده و تکان دادن دست ها را باید انجام دهیم؟

جواب: شاید بتوان چنین جوابی داد که درست است که نماز یک ارتباط روحی

با خالق ست و در حال نماز ذهن و روح ما مشغول است ولی با انجام این

حرکات در واقع جسم خود را نیز شریک در عبادت میکنیم ...به هرحال اگر

اصل عبادت و روحی بودن آن را قبول کنیم، خیلی دور از عقل و منطق نیست

که جسم خود را نیز درگیر و مشغول در این ارتباط مهم کنیم..... 




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 آذر 1389 توسط دانشجونما! | نظرات ()

بررسی یکی از ده ها برداشت اشتباه از قیام عاشورا

برگرفته از نوشته های دکتر علی شریعتی-

به انتخاب و خلاصه : دانشجو نما

به ادامه مطلب بروید



ادامه مطلب
(تعداد کل صفحات:3)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]  
درباره وبلاگ
من دانشجونما! هستم... دانشجوی ترم 3 رشته کارشناسی....
با تو خواهم گفت حرف دل.... یا علی مددی!
موضوعات
آخرین مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.